ناپاپ‌ها فرانسوي يا آراگوني بودند. پدرو دولونا (بنديكتيوس سيزدهم‌) آراگوني‌، پير سنگر مقاومت در برابر رم بود. هم‌چنان‌كه ژان ژارسن گفته بود ((تا وقتي آن ماه‌1 افول نكند در كليسا صلح ميسر نخواهد شد.)) او كه از سوي دو شورا تكفير شده بود، با پنج پاپ جنگيد و آنها را از ميدان به‌در كرد؛ پس از آن‌كه در آوينيون به محاصره افتاد، از آن‌جا گريخت و باقي عمرش را در بلنسيه گذراند تا در نود سالگي درگذشت‌، بدون اين‌كه تا لحظه‌ٴ آخر عمر خم به ابرو آورده باشد.
اسارت بابلي در آوينيون براي كليسا زيان‌هاي فراوان داشت‌. اين كار براي فرانسه خوشايند بود، ولي بقيه‌ٴ جهان و بيش از همه ايتالياييان نمي‌توانستند عُشريه‌ٴ پطروس رسول را به چنگ‌ پاپ‌هاي فرانسوي و بازيچه‌هاي پادشاهان فرانسه بريزند.2 از 134 كاردينالي كه پاپ‌هاي‌ آوينيون انتخاب كردند، 113 نفرشان فرانسوي بودند. اين به ظاهر وحشتناك بود، ولي بدتر از كاري نبود كه پيش‌تر پاپ‌هاي ايتاليايي مي‌كردند. اكثريت شوراي انتخاب پاپ به‌صورت‌ خيره‌كننده‌اي انباشته از ايتالياييان بوده است‌، هرچند كسي نمي‌تواند مدعي باشد كه ايتاليا به‌تنهايي مزيتي بيش از بقيه‌ٴ جهان مسيحيت دارد. يك چنين سياستي را تنها مي‌توان با استدلال‌هاي مربوط به حمايت از خويشاوندان توجيه كرد.3
اين زياده‌روي فرانسه‌، كه حكم بدعتي را داشت‌، بيش از تحميل ايتالياييان كه نوعي منافع‌ پوشيده تلقي مي‌شد، در بسياري از كشورها، همچون انگلستان‌، موجب تنفر شديد شد. در دوران پادشاهي ادوارد سوم مقررات مختلفي براي مقابله با آزمندي و قدرت پاپ‌هاي آوينيون‌ وضع شد. در سال 1351، قانوني وضع شد كه پاپ را از حق دريافت درآمدهاي كليسايي از انگلستان محروم مي‌ساخت‌. اين واقعيت كه قانون مزبور در سال 1362 و 1390 تأييد شد، نشان مي‌دهد كه غالباً مورد بي‌توجهي قرار مي‌گرفت‌. در سال 1353 قانون پيشگيري‌، تظلم به‌ دربارهاي خارجي را ممنوع ساخت‌. در سال 1366، پارلمان تقاضاي پاپ را براي پرداخت‌ مجدد خراج رد كرد كه جان لاكلند در سال 1213، وعده كرده و ريچارد سوم در سال 1333، مانع‌ از پرداختش شده بود؛ و اظهار داشت هيچ شاهي حق ندارد انگلستان را خراجگزار پاپ كند و در سال 1371 اعلام كرد كه اسقفان شايستگي تصدي مقامات دولتي را ندارند. گرايش كلي اين‌ تصميمات شاه و مجلس كاملاً روشن است‌؛ اين گرايشي است در جهت شكل بخشيدن به‌


1 .لونا به معني ماه است‌. ــ م‌.
2 .دشمني نسبت به پاپ‌هاي آوينيون را مي‌توان از نامه‌ٴ تبريكي دريافت كه در حدود 1351، خطاب به ((بدترين روٴساي كليسا)) (يعني كلمنس ششم و دربارش‌) نوشته شده و از قرار معلوم لوسيفر نگارنده‌ٴ آن بوده است‌.
3 .اين شرايط نابرابر سرانجام توسط پاپ ايوجنو پاچلي اهل رم اصلاح شد، كه در سال 1939، با عنوان پيوس دوازدهم به مقام پاپي رسيد. او در هجدهم‌ فوريه‌ٴ 1946، 32 كاردينال تازه تعيين كرد و انجمن انتخاب پاپ را به‌حد نصابش يعني هفتاد نفر رساند تا به آن جنبه‌ٴ بين‌المللي بخشد وبراي نخستين بار در تاريخ‌، ايتالياييان در آن اكثريت را از دست دادند.